ّ معرف ترین کوهنوردان جهان

کوهیاران

بزرگان کوهنوردی جهان

آخرین اخبار

اخبار آموزشی

اخبار آموزشی

برگزاری دوره های آموزشی
اخبار کوهنوردی

اخبار کوهنوردی

دنیای کوهنوردی
عنوان مطلب

هواشناسی کوهستان

شناخت آب و هوا در کوهنوردی
عنوان مطلب

اخبار حوادث

پزشکی کوهستان
عنوان مطلب

اخبارگردشگری

تازه های دنیای گردشگری

کوهنوردی

آرشیو
کوه ها

معروف ترین کوه های ایران

معرفی کوه های ایران

قله ها

قله دماوند

راهنمای صعود به قله دماوند

قله های ایران

قله علم کوه

علم کوه یا کی 2 ایران

عنوان مطلب

قله سبلان

قله سبلان عروس قله های ایران

عنوان مطلب

قله توچال

راهنمای کامل صعود به قله توچال

آموزشی

آرشیو
عنوان مطلب

اصلاحات کوهنوردی

کوهنوردی به زبان ساده

عنوان مطلب

آموزش های کوهنوردی

مراحل کوهنوردی

عنوان مطلب

تغذیه در کوهستان

آموزش های کوهنوردی

عنوان مطلب

بهمن شناسی

کوهنوردی در زمستان

عنوان مطلب

گره های کوهنوردی

انواع گره کوهنوردی

لوازم و تجهیزات

آرشیو
عنوان مطلب

باتون کوهنوردی

لوازم انفرادی و گروهی

عنوان مطلب

ساعت ارتفاع سنج

ابزار مسیر یابی

عنوان مطلب

کاپشن کوهنوردی

لباس کوهنوردی

عنوان مطلب

طناب کوهنوردی

لوازم و تجهیزات کوهنوردی

عنوان مطلب

کارابین کوهنوردی

لوازم و تجهیزات کوهنوردی

کوهنوردی درجهان

آرشیو
همالیا نوردی

کوه های جهان

معرف ترین کوه های جهان

عنوان مطلب

قله اورست

اورست بام دنیا

عنوان مطلب

قله K2

کی2 دومین قله بلند جهان .

عنوان مطلب

قله انا پورنا

قله انا پورنا کجاست

عنوان مطلب

قله راکاپوشی

راکاپوشی کجاست

کوهنوردان ایران

آرشیو
عنوان مطلب

فاتحان اورست

فاتحان ایرانی قله های ۸۰۰۰ متری

کوهنوردان جهان

آرشیو
عنوان مطلب

فاتحان اورست

فاتحان قله های ۸۰۰۰ متری

عنوان مطلب

رینهولد مسنر

کوهنوردان جهان

عنوان مطلب

یژی کوکوچکا

کوهنوردان جهان

عنوان مطلب

نیرمال پورجا

اعجوبه دنیای کوهنوردی

عنوان مطلب

سیمونه مورو

کوهنوردان جهان

جاذبه ها ایران

آرشیو
جاذبه ها ایران

محبوب ترین جاذبه های ایران

جاذبه های دیدنی ایران

عنوان مطلب

جاذبه های طبیعی ایران

آبشارها،غارها،

عنوان مطلب

جاذبه های تاریخی ایران

موزه ها،ابنیه ها

جاذبه های تفریحی

جاذبه های تفریحی

پارک ها،فرهنگسراها،بازار ها

سایرجاذبه ها

سایرجاذبه ها

روستاها ،آداب و سوم

سیروسفر

آرشیو
کوه ها

راهنمای گردشگری

راهنمای سفر به مقاصد گردشگری

تهران گردی

تهران گردی

راهنمای کامل تهران گردی

راهنمای گردشگری

راهنمای سفر به اصفهان

دیدنی های اصفهان

راهنمای گردشگری

راهنمای سفر به کرمانشاه

دیدنی های کرمانشاه

راهنمای گردشگری

راهنمای سفر به شیراز

دیدنی های شیراز

گردشگری

آرشیو
باستانی

ایران گردی

> اماکن دیدنی ایران «

راهنمای گردشگری

جهان گردی

اماکن دیدنی جهان

راهنمای گردشگری

گردشگری ورزشی

گردشگری سلامت .

راهنمای گردشگری

جنگل نوردی

> اکوتوریسم

راهنمای گردشگری

گردشگری باستانی

گردشگری موزه ها

گزارش ها

آرشیو

عکاسی و رسانه

آرشیو
عنوان مطلب

اخبار عکاسی

آموزش عکاسی

عنوان مطلب

عکاسی از منظره در سفر

10 نکته برای عکاسی دیدنی از منظره در سفر

عنوان مطلب

کتاب‌های عکاسی

لیست بهترین و معروف‌ترین کتاب‌های آموزش عکاسی

عنوان مطلب

پیشخوان روزنامه ها

روزنامه های ورزشی

سفرنامه

پربازدیدترین مطالب

نیرمال پورجا، اعجوبه دنیای کوهنوردی

معرفی نیرمال پورجا اسطوره ی کوهنوردی

زندگینامه رینهولد مسنر

آشنایی با کوهنوردان نامدار جهان 

زندگینامه و صعودهای رینهولد مسنر

یرزی کوکوچکا بزرگان کوهنوردی جهان

یرزی کوکوچکا : اسطوره بی تکرار کوهنوردی

سِر کریس بانینگتون

“آشنایی با کوهنوردان نامدار جهان / به قلم محمد اسماعیلی(بخش هفتم)”

خوانیتو اویارزابال (Juanito Oiarzabal)

آشنایی با کوهنوردان نامدار جهان / به قلم محمد اسماعیلی (بخش سیزدهم)

خوانیتو اویارزابال (Juanito Oiarzabal)

سیمونه مورو (Simone Moro)

  • 1:43
  • 113  بازدید

بخش نهم : سیمونه مورو (Simone Moro) – (اکتبر ۱۹۶۷) ۴۹ ساله

بزرگان کوهنوردی جهان

 آلبرتو اینوراتکی
GetBC(117);
  
برادران اینوراتگی، کوهنوردی را در کوههای پیرنه و سپس در آلپ آغاز کردند و خیلی زود، قدم به هیمالیا گذاشتند؛ در 1991 به ماکالو رفته و سال بعد، اورست را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کردند. دو سال بعد در 1994 نیز k2  را (باز هم بدون اکسیژن) صعود کردند. حاصل 9 سال هیمالیا نوردی فلیکس و آلبرتو اینوراتگی تا سال 2000، صعود به 12 قله از 14 قله هشت هزار متری هیمالیا بود. برادران اینوراتگی قصد داشتن بلافاصله پس از گاشربروم 2، عازم گاشربروم 1 شوند، اما سقوط و مرگ فلیکس، باعث حذف این برنامه شد.
 بعد از مرگ تراژیک و دردناک برادر بزرگتر، آلبرتو به اسپانیا برگشت و مدتی کوهنوردی را کنار گذاشت. اما پس از مدتی دوباره پروژه 14 قله را شروع کرد. او سال بعد به هیمالیا برگشت و گاشربروم 1 را صعود کرد. آلبرتو در گاشربروم1، تبر یخ فلیکس را به عنوان آخرین یادگار برادرش بر روی قله گذاشت. او سال بعد نیز آناپورنا را صعود کرد و به عنوان دهمین فاتح تمام هشت هزار متری ها، پنجمین نفری که تمام صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بوده و نیز به عنوان جوان ترین عضو این جمع، وارد تالار افتخارات شد.
 در سال 2004، آلبرتو اینوراتگی جایزه ویژه فستیوال فیلم های کوهستان "کندال" را برای فیلم "your Himalaya " برد. او این فیلم را درباره برادرش "فلیکس" ساخته و به او اهداء کرده بود...
 
 صعود های فلیکس اینوراتگی:
 ماکالو:           8464 متر، 30/09/91
اورست:         8850 متر، 25/09/92
K2:               8611 متر، 26/05/94
چوآیو،            8201 متر، 11/09/95
لوتسه:          8516 متر، 27/09/95
کانچن چونگا:  8586 متر، 06/05/96
شیشاپانگما:  8013 متر، 11/10/96
برود پیک:       8047 متر، 13/07/97
دائولاگیری:     8167 متر، 22/05/98
نانگاپاربات:     8107 متر، 29/07/99
ماناسلو:        8163 متر، 25/04/2000
گاشربروم 2:   8035 متر، 28/07/2000
 
GetBC(114);   کریس بانینگتون

سرکریس بانینگتون در 6 آگوست 1934 در همپستد انگلستان متولد شد. وی را می توان بعنوان یکی از آگاهترین کوه نوردان دنیا و بی شک از جمله موفقترین سرپرستان برنامه های فنی در هیمالیا به شمار آورد. سرپرستی در صعود به دیواره جنوبی آناپورنا در ابتدای دهه هفتاد میلادی و سرپرستی تیم صعود به دیواره جنوب غربی اورست دی نیمه دهه هفتاد از جمله بزرگترین کارهایی به شمار می آید که او صورت داد و تاثیر عظیمی در شکل گیری کوه نوردی فنی در هیمالیا داشت. بانینگتون در حدود 90 بار بر روی قلل هیمالیا بعنوان کوه نورد یا سرپرست صعود، فعالیت کرد و با طراحی و اجرای بیش از 20 صعود بر روی قلل دست نخورده هیمالیا طی 4 دهه پایانی قرن بیستم همواره در راس اخبار کوه نوردی قرار داشت. از جمله کارهای وی می توان به صعودش به اگری به همراه داگ اسکات در سال 1978 اشاره کرده که پس از بیست بار تلاش تنها در سال 2002 تکرار گردید. ضمن آنکه طی سالهای گذشته بارها در پستهایی همچون ریاست اتحادیه کوه نوردی انگلستان، ریاست پارک ملی انگلستان و ریاست شرکت معتبر برگهاوس، ریاست دانشگاه لنکستر و ...... به جامعه کوه نوردی خدمت کرد. او تعداد 14 کتاب در زمینه کوهها و صعودهایش به رشته تحریر در آورد، مقالات زیادی در نشریات ارائه نمود و در محافل کوهنوردی در اقصا نقاط دنیا حضور یافت و در برنامه های تلویزیونی بسیاری شرکت کرد. وی در ازای خدماتش موفق به کسب مدال انجمن سلطنتی جغرافیا انگلستان شد، در سال 1976 لقب سر را از ملکه دریافت نمود و در سال 1996 به عنوان شوالیه مفتخر گردید. وی همچنان به کوه نوردی جدی و طراحی برنامه های فنی می پردازد و از آخرین کارهایش می توان به صعود قلل فتح نشده هیمالیا اشاره نمود، از جمله طراحی صعود سال 2003 به رشته کوه کولو در هیمالیای هند.
بانینگتون را می توان فردی ورای یک کوه نورد، نویسنده و سخنران دانست. وی هم اکنون بعنوان یکی از طراحان سیاستهای تجاری در انگلستان محسوب می شود. وی هم اکنون به همراه همسرش وندی در شمال انگلستان ساکن می باشد.
بانینگتون نخستین بار در بهار سال 1951 با صعود مسیر تنوره سیاه در صخره های هریسون کوه نوردی را آغاز نمود و بعدها به موفقیتهای زیر دست یافت:
1960 نخستین صعود آناپورنا ii به ارتفاع 7937 متر در نپال
1961 دومین صعود نوپتسه 7879 متر نپال
1961 اولین صعود برج مرکزی فرنی، مون بلان فرانسه
1961 اولین صعود یک انگلیسی به دیواره آیگر در سوئیس
1961 نخستین صعود برج مرکزی پائن در پاتاگونیا
1970 سرپرست صعود به دیواره جنوبی آناپورنا
1972 سرپرست صعود دیواره جنوب غربی اورست (صعود تا 8300 متر)
1973 نخستین صعود قله براماه 6411 متر در کشمیر هند
1974 نخستین صعود چانگابانگ 6864 متار در هیمالیای گاروال، هند
1975 سرپرستی نخستین صعود دیواره جنوب غربی اورست
1975 نخستین صعود قله اگری 7284 متر در پاکستان
1975 سرپرستی تیم انگلستان در صعود به جبهه غربی کی 2، پاکستان
1980 سرپرستی نخستین صعود به قله کونگور 7700 متر در کولان شان، چین
1982 سرپرستی تیم انگلستان در صعود جبهه شمالی اورست
1983 نخستین صعود قله غربی شولینگ 6501، گانگوتری، هند
1983 نخستین انگلیسی فاتح  کوه وینسن 4897
1985 صعود قله اورست به همراه تیمی از کوه نوردان نروژ
GetBC(112); آنگ ریتا ست

کمتر کسی را می توان در نپال یافت که او را نشناسد، صحبت از آنگ ریتا ست، کوهنورد بزرگی که توانست طی سالهای 1993 تا 1996 ده بار اورست را بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن صعود نماید. آنگ ریتا در 1949 در منطقه سولوخمبو در کشور نپال متولد شد. او تنها فرزند یک زوج روستایی بود، یالاها شرپا و چوهکیت. او در سال 1970 با کانچی ازدواج کرد که سه پسر و یک دختر حاصل این ازدواج بود. او در 15 سالگی با حرفه چرای یاک و باربری برای گردشگران پا به دامنه های اورست نهاد. همچنین در فصول دیگر سال به خرید و فروش کالا میان تبت و منطقه خود مبادرت می کرد. آنگ ریتا اولین بار در سال 1983 اورست را فتح نمود. این موفقیت در سالهای 84 و 85 نیز تکرار شد.
در 1988 وی دو بار توانست قله را فتح نماید که البته یک بار آن در زمستان بود. این پیروزی ها طی سالهای 90، 92، 93، 95 و 96 نیز تکرار گردید.این صعودها تماما بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن مصنوعی انجام شد، البته در میان شرپاها این شایعه وجود داشت که او شب قبل از صعود در چادرش از ماسک اکسیژن استفاده می نماید. اما آنگ ریتا تمام این شایعات را تکذیب می نمود.جالب انکه نخستین تجربه صعود یک 8000 متری برای آنگ ریتا در زمستان 1980 به همراه تیمی از اسپانیا و بر روی دائولاگیری حادث شد. در این صعود از او به عنوان باربری کم تجربه بهره گرفته شد. اما آنگ ریتا توانست بدون استفاده از کفشهای حرفه ای کوهنوردی و بدون آشنایی با لوازم فنی کوهنوردی تا کمپ 3 بار حمل نماید. کوهنوردان خارجی او را یک کوهنورد مادرزاد می دانستند و در این راه تشویقش نمودند. زمانیکه او به سردار تیمش برای نداشتن تجهیزات و عدم همراهی تیم بالاتر از کمپ 3 شکایت نمود، آنها به او پوشاکی را دادند که بخاطر کوچک بودن آنگ ریتا برایش بسیار بزرگ و غیر قابل استفاده بود. پس از این صعود آنگ ریتا تصمیم گرفت کوهنوردی را پیشه خود سازد. با این حال بدلیل تجربه کم در کوهنوردی برغم حضورش در تیمهای بزرگ اعزامی به اورست، سردار تیم هیچگاه به وی اجازه نمی داد از کمپ دوم بالا تر رود.  در 1982 او شرپای تیمی از انگلستان بود و تا کمپ 4 بالا رفت، صعودی که برای همیشه در خاطر آنگ ریتا باقی خواهد ماند. و اینک او تجربه لازم را برای صعود قله در اختیار داشت، تجربه ای که کمک کرد در 7 می 1983 بتواند قله اورست را برای نخستین بار فتح نماید، صعودی که بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن مصنوعی صورت گرفت. او شرپای تیمی از کوهنوردان آلمانی و آمریکایی بود. سرپرستی این تیم برعهده گرهارد لنسر بود.سال بعد آنگ ریتا در پائیز به همراه تیمی از اسلواکی به اورست بازگشت، در این صعود ژوزف دمزان از اعضای تیم هنگام بازگشت از قله کشته شد. آنگ ریتا می گوید: در طول زندگیم حوادث منجر به مرگ زیادی را شاهد بودم، بویژه در کوهستان، اما این راهی است که خودمان برگذیده ایم و از خطرات آن هم آگاهی داریم. در این صعود فرانتیگ کلی سرپرستی اسلواکها را بر عهده داشت. آنها در 15 اکتبر موفق به صعود قله شدند.6 ماه بعد یعنی در 29 آوریل 1985 آنگ ریتا شرپای نخستین هیئت اعزامی کشور نروژ به اورست به سرپرستی آرن نائیس بود. و او در هوایی طوفانی موفق به فتح قله شد. آنگ ریتا آنقدر معروف شده بود که دیگر تنها بعنوان یک باربر ارتفاع به کار گرفته نشود و تیمها سرداری شرپاها را به او واگذار کنند.در طی سالهای 1986 و 7 وی موفق به فتح چوآیو به همراه آمریکائیها، کانچن چونگا به همراه تیمی از اسپانیا در زمستان  و ماکالوii به همراه تیمی آلمانی باز در زمستان  گردید و در زمستان 87/88  به همراه کره ایها به اورست بازگشت. در 22 دسامبر آنها قله را فتح کردند (در تقویم نپالی ها ماههای دسامبر، ژانویه و فوریه ماههای فصل زمستان به شمار می آیند). این تنها صعود آنگ ریتا در زمستان به اورست بود و بی شک تنها صعود اورست در زمستان بدون کپسول اکسیژن. او هیچگاه آن شب سخت را از یاد نمی برد زمانی را که به همراه کوهنورد کره ای در بازگشت از قله بدلیل فرا رسیدن شب مجبور به بیتوته در هوای آزاد شدند. البته وی پیش از صعود اورست به همراه کره ایها در زمستان همین سال به همراه کوهنوردان شیلی بر روی چوآیو نیز تلاشی ناموفق را سپری کرده بود.ده ماه بعد او مجددا در 10 اکتبر 88 توانست قله را فتح کند و اینبار به همراه تیمی از کوهنوردان کاتالونیا. ششمین صعود اورست وی نیز در 23 دسامبر 1990 به همراه تیمی از ارتش نپال صورت گرفت. در 13 می 1992 وی به همراه اولین تیم کشور شیلی به اورست صعود کرد و یکسال بعد عضو تیمی از کوهنوردان اسپانیا در صعود به قله بود. تنها صعود آنگ ریتا از جبهه شمالی نیز در 13 می 1995 به همراه تیمی از کوهنوردان روسیه صورت گرفت. در نهایت در 23 می 1996 دهمین و آخرین صعود آنگ ریتا به اورست به همراه تیمی از کوهنوردان سوئد که توسط گوران گورپ هدایت می شدند صورت گرفت. آنگ ریتا مدالها و نشانهای زیادی را برای صعودهایش دریافت نموده، که از آن جمله می توان به نشان گورخا dakshinbalu gorkha  و نشان دریشاکپاتاtrishaktipatta اشاره کرد. در نپال او را همچون تنسینگ نورگی ببر برفها خطاب قرار می دهند و عنوان سلطان کوهستان نیز به وی اطلاق می گردد.پس از خداحافظی آنگ ریتا از کوهنوردی اینک دوپسرش یعنی کارسانگ و چوآنگ پا در جای پای او نهاده اند. آنها علاوه بر اورست موفق به صعود چوآیو و شیشاپانگما نیز شده اند. آنگ ریتا از آنها به نیکی یاد کرده و به ایشان افتخار می کند.  چوآنگ دورجی فرزند کوچکتر در 1999 به همراه کوهنورد گرجستانی بنو کاشا کاشویلی به قله رسید و سال بعد در 22 می توانست به همراهسعید طوسی کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا قله اورست را فتح نماید. همچنین کارسانگ نامگیال پسر بزرگتر او در سالهای 95، 98 و 99 بر فراز قله ایستاد.
آنگ ریتا هم اکنون صاحب شرکتی توریستی است و به جهانگردان و کوهنوردان در بازدید از نقاط دیدنی نپال و صعود به قلل مرتفع یاری می رساند.
GetBC(110); ادورنه پاسابان


 ادورن پاسابان لیزاریبار زاده ۱ اوت ۱۹۷۳ کوه‌نورد اسپانیایی اهل باسک است. از ایالت گیپوزکو. در ۱۷ می ۲۰۱۰ او عنوان ۲۱مین نفر و نخستین زنی که تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است، به‌دست آورد. اولین صعود ۸۰۰۰ متری او ۹ سال پیش از این، در تاریخ ۲۳ می ۲۰۰۱ و بر روی اورست انجام گرفت. در ۱۸ می ۲۰۰۹، او نخستین زنی بود که ۱۲ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است، در ۱۷ آوریل ۲۰۱۰ او آناپورنا را هم به رکوردهای پیشین خود افزود و پس از آن دست به صعود شیشاپانگما زد که چالش او را به پایان برد.
پاسابان نهمین ۸۰۰۰ متری خود را در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۷ به‌همراه کوه‌نورد اتریشی، گرلیند کالتن‌برونر صعود کرد. اول مه ۱۲۰۰۸، پاسابان دااولاگیری را صعود کرد، و کالتن‌برونر هم دااولاگیری را در همان روز صعود کرد! و ظاهرن رقابتی بین این دو برای کسب عنوان اولین زن ۱۴ تایی درگرفته بود. در ۱۸ مه ۲۰۰۹، پاسابان موفق به صعود کانگچن‌چونگا همراه گروهی دیگر شد، خوانیتو اویارزابل و کوه‌نورد لهستانی، بارانوسکا. با این صعود او از کالتن‌برونر و نیو مروا پیشی گرفت و اولین زنی شد که ۱۲ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است. گرلیند کالتن‌برونر دو روز بعد با صعود لوتسه خود را به پاسابان رساند. نیو مروا پس از آن برای صعود به کانگچن‌چونگا تلاش کرد که به دلیل به خطر افتادن سلامت همسر و هم‌نورد خود «رومانو بنت»، از ادامه‌ی کار منصرف شد. در ۲۷ آوریل ۲۰۱۰ اعلام شد که پاسابان احتمالن عنوان نخستین زن ۱۴ تایی را به بانوی کره‌ای «اوه اون سون» واگذار کرده است، پس از آن پاسابان و چند تن دیگر از اهل فن، صعود اوه به کانگچن چونگا را به چالش گرفتند. پس از دیدار و گفتگویی بین پاسابان و الیزابت هاولی، خانم هاولی اظهار داشت که صعود اوه در اعلام‌های آینده‌ی او مورد بحث و چون و چرا قرار خواهد گرفت!
۳ مه ۲۰۱۰، در کاتماندو، خانم اوه یک گفت‌گوی یک ساعته با الیزابث هاولی در خصوص جزئیات صعود او به کانگچن‌چونگا داشت. هاولی پس از آن به خبرنگاران گفت که صعود خانم اوه به گانگچن چونگا درست است ولی این صعود مورد مناقشه و بحث خواهد بود. او اضافه کرد که صحبت‌هاب اوه کاملن با آنچه پاسابان می‌گوید متفاوت است و من واقعن نمی‌دانم کدام‌یک درست می‌گویند! هاولی پس از آن گفت که اگر تیم اسپانیایی از ادعای خود صرف‌نظر کند، کانگچن چونگا دوباره به عنوان یک صعود موفق برای اوه علامت خواهد خورد. اوه در رد ادعای پاسابان گفت: من می‌دانم که بر اساس ادعای او؛ تعدادی از شرپاها گفته‌اند که من کانگچن‌چونگا را صعود نکرده‌ام، ولی او هیچ‌گاه نام آن شرپاها را نبرده است! چرا؟
در ۴ مه ۲۰۱۰، پاسابان نام هفت شرپای درگیر در آن صعود را اعلام کرد: داوا اونگ‌چو شرپا، پما چیرینگ شرپا، چهجی نوربو شرپا، داوا سانگ شرپا، اونگ دارچی شرپا، کواومبی شرپا و فوردرچی شرپا. او گفت که پیش از این نام شرپاها را نبرده بود چون آنها هنوز در استخدام تیم کره‌ای بودند. بعدها او عنوان دومین زن صعود کننده‌ی ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را پذیرفت ولی این پرسش را مطرح کرد که آیا گوه‌نورد کره‌ای واقعن همه‌ی ۱۴ قله را صعود کرده است؟
به‌هرحال، در ۲۹ اوت ۲۰۱۰، اعلام شد که فدراسیون کوه‌نوردی کره، پس از بررسی دلیل و گفته‌های خانم اوه، صعود او به کانگچن‌چونگا را نپذیرفته است، آنها به گفته‌های شرپاها استناد می‌کنند که بر اساس آن خانم اوه به دلیل هوای بد نتوانسته است صعود خود را کامل کند. اوه اون سون پس از آن پذیرفت که ناچار شده است چند متری زیر قله‌ی کانگچن‌چونگا دست از صعود بکشد! و بنابراین سایت مشهور و معتبر اکسپلوررز وب در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۰ اعلام کرد که ادورن پاسابان نخستین زنی است که ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری جهان را صعود کرده است و این سرانجام جدلی بود که به نفع پاسابان پایان گرفت.
GetBC(109); اد ویستر



اد ویستر در 22 جون 1959 در منطقه راکفورد ایالت ایلی نویز آمریکا متولد شد. وی در 1977 جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های واشینگتن به این شهر نقل مکان نمود و داستان کوهنوردی او نیز از همین جا با صعود کوه رینر آغاز گشت  و او در 23 سالگی تبدیل به راهنمای اختصاصی این کوه برای کوهنوردان و جهانگردان شد به طوری که در مدتی کوتاه بیش از 180 گروه را بر روی کوههای این منطقه هدایت نمود.

اد ویستر از برجسته ترین کوهنوردان عصر حاضر کشور آمریکا  و البته جهان به شمار می آید. او دوازدهمین فاتح همه 8000 متریها و البته پنجمین فردی است که آنها را بدون کپسول اکسیژن صعود نموده. وی همچنین موفق شده تا قله اورست را 6 بار فتح نماید، که در میان آنها صعود وی به همراه پت آتاناس که بدون کمک باربرهای ارتفاع صورت گرفت از صعودهای شاخص وی به شمار می آید. همچنین می توان صعود سال 1996 اد ویسترز به  اورست از مسیر جنوبی که به همراه تیم فیلمسازی اورست آی مکس صورت گرفت و همزمان شد با فاجعه تاسف بار مرگ کوهنوردانی از تیمهای آمریکایی به سرپرستی اسکات فیشر و نیوزلند به سرپرستی راب هال را بعنوان یکی از صعودهای تلخ وی نام برد. در این فیلم گروه پس از رخداد تلخ توفان مجددا اقدام به صعود قله نمود و اد توانست در 23 می به همراه تاشی تنسینگ فرزند تنسینگ نورگی و یک زن اسپانیایی قله را فتح نماید.اد ویسترز معتقد است علاقمندی وی به صعود قلل هیمالیا از زمانی آغاز شد که دوران نوجوانی را سپری می نمود و با خواندن کتاب آناپورنای موریس هرزوک، جذب این قلل مرتفع گردید. صعود سال 89 به کانچن چونگا، 90 اورست و 92 به کی2 او را بعنوان کوهنوردی شاخص در آمریکا معرفی نمود و موجب رشد سریع وی در هیمالیانوردی گردید. خود او می گوید:"صعود به 14 قله 8000 متری خیالی بود که در سال 1994 و پس از دو بار صعود اورست و صعود به کی 2 و کانچن چونگا به ذهنم رسید، اما آن را بسیار دور و دست نیافتنی می دیدم.اما 11 سال بعد با صعود قله آناپورنا در سال 2005 در سن 44 سالگی توانست بعنوان دوازدهمین فاتح تمامی 8000 متریها نام خود را جهانی نماید. وی بر روی قله آناپورنا فریاد زد، امروز یکی از دشوارترین و البته هیجان انگیزترین روزهای زندگی من بود. البته ویسترز در سال 2003نیز برای ششمین بار بر اورست فائق آمد و نامش را برای همیشه بر روی این کوه سترگ جاودانه نمود.
وی می گوید:"زمانیکه راینولد مسنر و پیتر هبلر در سال 1978 برای اولین بار اورست را فتح کردند من دوران نوجوانی را طی می کردم، اما گویی به من الهام شده بود که روزی پا در جای پای آنها خواهم نهاد". و در ساعت 13 روز 8 می سال 1990 زمانیکه وی برای نخستین بار پا بر فراز بام دنیا نهاد گویی همه آرزوهایش محقق شده بود.وی در پاسخ به خبرنگاری که پس از پیروزیش بر 14 قله 8000 متری از او پرسید چرا به آن بالا می روید، گفت: "صعود تنها یک رضایت شخصی است و تماشای زمین از فراز قله ها حسی باورنکردنی است".وی می گوید:"اغلب ما کوهنوردان برای دوری از مرگ، با کوهستان مبارزه می کنیم، ما بدنبال سختی ها بوده و خطر را جستجو می کنیم، اما زندگی را دوست داشته و در مورد آن صحبت می کنیم". و ی همچنین در مورد صعودهای بدون اکسیژن خود می گوید:"کیفیت صعود برایم مهمتر از خود صعود است، برای همین سعی می کنم بدون اکسیژن قلل مرتفع را صعود نمایم".البته عده ای ویسترز را کوهنوردی محافظه کار می دانند. آنها معتقدند، اغلب صعودهای ویسترز پیش از ساعت 14 بوده و اکثرا در شرایط خوب هوایی صورت گرفته، در واقع منتقدین، وی را به عنوان کوهنوردی فاقد ریسک پذیری در کوهستان می شناسند. وی هم اکنون ساکن سیاتل در آمریکا بوده و همچنان به کوهنوردی فنی و هیمالیانوردی علاقمند می باشد.
 
 صعودهای شاخص اد ویسترز
1987 اورست، به همراه اریک سیمونسن- ناموفق
1989 کانچن چونگا
1990 اورست
1991 اورست
1992 کی دو، به همراه اسکات فیشر
1993 اورست، صعود انفرادی- ناموفق
1994 اورست، راهنمای تیم راب هال
1994 لوتسه
1994 چوآیو
1995 ماکالو
1995 گاشربروم دو
1995 گاشربروم یک
1996 اورست، بدون اکسیژن به همراه تیم اورست آی مکس به سرپرستی دیوید بریشرز
1997 اورست، به هراه تیم نووا
1997 برودپیک، ناموفق
1999 ماناسلو
1999 دائولاگیری
2000 شیشاپانگما
2000 آناپورنا- ناموفق
2001 نانگاپاربات- ناموفق
2002 آناپورنا- ناموفق
2003 نانگاپاربات
2003 برودپیک
2004 اورست، در فیلمی برای بازسازی حادثه سال 96 اورست، به کارگردانی استفان دالدری
2005 چوایو- ناموفق، تلاش برای نجات جان فیلمبردار تیم جیمی چاین که به ادم مغزی مبتلا شده بود.
2005 آناپورنا
 
GetBC(108); نیوس مروی

نيوس مروي كوه نورد زن ايتاليايي در 17 سپتامبر 1961 در شهر برگامو ديده به جهان گشود. وي در سال 1989 با رومانو بنت ديگر كوه نورد ايتاليايي ازدواج و از آن هنگام تمامي صعودهايشان را به اتفاق انجام داده اند.رومانو بنت نيز در سال 1962 در تارويسيو كه از توابع آلپ ايتاليا است ديده به جهان گشود. وي نيز تاكنون به 10 قله 8000 متر پاي نهاده. بنت پيش از صعود سال 2006 به كي دو به همراه همسرش سه بار بر روي اين كوه تلاش نموده بود. وي صعودهاي بيشماري را بر روي كوههاي فني آلپ صورت داده و مسيرهاي زيادي را نيز در اين منطقه گشايش نموده، از تلاشهاي جالب او همچنين مي توان به صعود مسير جديد بر روي باگراتي دو 6450 متر در منطقه هيماليايي گاروال اشاره نمود.
نيوس و بنت تاكنون موفق به صعود قلل نانگاپاربات، چوآيو، گاشربروم يك، گاشربروم دو، برودپيك، لوتسه، دائولاگيري، كي دو، اورست و شيشاپانگماي مركزي گرديده اند. وي عموما صعودهاي خود را به سبك آلپي و بدون كمك كپسول اكسيژن مصنوعي و باربر ارتفاع صورت داده اند. اين زوج كوه نورد عموما در صعودهاي خود تنها و يا با هم طنابشان لوكا ورچي به قلل مختلف سفر نموده اند، ضمن آنكه در برخي صعودها نيز تعدادي از دوستانشان در يك گروه كوچك ايشان را همراهي مي كردند. نبود حاميان مالي بزرگ از ديگر عوامل صعود سبك اين گروه به شمار مي آيند. آنها صعودهاي خود را با تلاش ناموفق بر روي كي دو آغاز كردند و بعد نانگاپاربات را صعود نمودند. آنها چوآيو و شيشاپانگما را 10 ماه بعد از نانگاپاربات صعود كردند. در سال 1996 همزمان با فاجعه كشته شدن اعضاي تيمهاي راب هال و اسكات فيشر در اورست اين زوج ايتاليايي در جبهه شمالي و از مسير مالوري بر روي كوه تلاش ناموفقي داشتند و در سال 2000 تلاش ناموفق ديگري را براي صعود مسير جديد بر روي جبهه شمالي گاشربروم دو صورت دادند. اما در سال 2003 آنها توانستند هر سه قله گاشربروم يك و دو و برودپيك را در كمتر 20 روز صعود نمايند. تبحر در سنگ نوردي و يخ نوردي و تجربيات ايشان به عنوان راهنماي كوه نوردان در آلپ ايتاليا نيز از عوامل موفقيت اين زوج كوه نورد به شمار مي آيد. اين زوج كوه نورد در ميان دوستانشان به راستگويي و درست كرداري مشهورند، آنها دو بار اقدام به صعود دائولاگيري نمودند زيرا صعود نخستشان از سوي عده اي با ترديد همراه شده بود. ايشان در صعود دوم خود براي زدودن هر گونه شبهه اي تمامي طول مسير خط الراس كوه را پيمودند. همچنين در صعود ايشان به شيشاپانگما گرچه سايرين مدعي به صعود آنها به قله اصلي بودند اما خودشان عنوان نمودند به دليل هواي خراب و مه نمي توانستند تشخيص دهند قله اي كه بر روي آن ايستاده اند قله اصلي است يا نه. نيوس مروي در تلاش براي فتح 14 قله 8000 متري دنيا در كنار كوه نورد زن اطريشي گرلين كالنتبرونر و كوه نورد زن اسپانيايي ادورنه پاسابان تلاش و رقابت سختي را پي گرفته.
صعودهاي نيوس مروي و رومانو بنت
1994 كي دو ناموفق
1995 باگراتي دو 6450 مترمسير جديد
1996 اورست ناموفق
1998 نانگاپاربات صعود قله
1999 شيشاپانگما قله مركزي
1999 چوآيو
2000 گاشربروم دو جبهه شمالي تلاش ناموفق براي مسير جديد
2001 قله ماژنو 7120 متر
2003 گاشربروم يك، 19 جولاي
2003 گاشربروم دو، 26 جولاي
2003 برودپيك، 8 آگوست
2004 لوتسه
2004 كي دو ناموفق
2005 دائولاگيري ناموفق
2006 دائولاگيري
2006 آناپورنا ناموفق
2006 كي دو 26 جولاي
2007 اورست 17 مي
 
GetBC(107);   اینوکی اوکاچا دی اولزا
 اینوکی اوکوچا دی اولزا در 29 می 1967 در پامپلونای اسپانیا متولد شد. وی در 22 سالگی نخستین تجربه 8000 متری خود را با تلاش ناموفق به کانچن چونگا کسب نمود و تا کنون در حدود 30 تجربه هیمالیا را در کارنامه خود دارد که در میان آنها به 11 قله 8000 متری نیز صعود کرده. اینوکی برای تکمیل کارنامه خود در فتح 8000 متریها تنها کانچن چونگا، دائولاگیری و آناپورنا را در پیش دارد. وی در اکثر سفرهای هیمالیایی خود وظیفه هدایت تیم و عکاسی را نیز بر عهده داشته.
صعود به 8000 متریها
اینوکی در سالهای 93، 2001 و 2004 چوآیو را فتح نمود، ضمن آنکه صعود سال 2004 این کوه در مدت زمان 11 ساعت و 16 دقیقه از کمپ اصلی صورت گرفت.
در 10 جولای 96 وی توانست قله گاشربروم i را فتح کند و در 29 همین ماه بر فراز گاشربروم ii ایستاد. ضمن آنکه این صعود از کمپ اصلی در مدت 30 ساعت صورت گرفت.
اینوکی در سال 98 بر روی لوتسه شکست تلخی را تجربه کرد، وی تنها حدود 20 متر تا قله فاصله داشت اما سرمای زیاد مانع از دستیابیش به قله شد. یک سال بعد یعنی در 21 آوریل 99 او توانست قله لوتسه را نیز به آمار صعودهای خود اضافه کند.
اینوکی در 24 می 2001 نیز قله اورست را صعود کرد. ضمن آنکه در صعودهایش به این کوه در سالهای 97 تا 8500 متر، 2000 تا 8650 متر بالا رفته بود.
اینوکی در 20جون 2003 نانگاپاربات را نیز صعود کرد. در این صعود گرلین کالینبرنر کوهنورد زن اطریشی وی را همراهی می نمود.
وی در 13 جولای 97 و 15 جولای 2003 توانست دوبار برودپیک را فتح کند. در نخستین صعود کارلوس پونر و در دومین تلاش سیمون مورو سرپرستی تیم را بر عهده داشتند.
اینوکی در 16می 2004 ماکالو پنجمین کوه دنیا را صعود کرد و در 28 جولای همین سال بر فراز کی 2 ایستاد.
وی در سال 2006 توانست ماناسلو را در تنها 27 ساعت صعود کند . گرچه اینوکی در سال 99 نیز بر روی این کوه تلاش ناموفقی را تجربه کرده بود.
اینوکی قله شیشاپانگما را هم در مدت زمان 27 ساعت از کمپ اصلی – 15 ساعت کوه نوردی – فتح نمود. این در حالی بود که وی در سال 95 نیز به قله فرعی شیشاپانگما صعود کرده بود.
وی در سال 1990 در حالی که وی تنها 22 سال داشت و نخستین تجربه هیمالیای خود را کسب می کرد توانست تا ارتفاع 8000 متری کانچن چونگا بالا رود،اینوکی در سال 97 نیز در این کوه شکست خورد و تنها توانست تا ارتفاع 8300 متری کوه بالا رود. کانچن چونگا یکی از آخرین اهداف اینوکی برای راهیابی به باشگاه 8000 متریها به شمار می رود.در کنار کانچن چونگا، دائولاگیری دیگر کوهی است که اینوکی یکبار یعنی در تلاش سال 2002 خود به این کوه شکست خورده بود، درآن صعود وی تنها تا ارتفاع 7700 متری کوه بالا رفت ولی خطر سقوط بهمن مانع از فتح قله شد.
چقدر غم انگیز
اینوکی اکوچا دی اولزا سر انجام در 23 می 2008 بر روی کوه آناپورنا کشته شد. آنگ شرینگ شرپا رئیس اتحادیه کوه نوردی نپال این خبر غم انگیز را در حالی منتشر کرد که آنها به دنبال اعزام تیمی برای یافتن اینوکی به ارتفاعات آناپورنا بودند. وی مرگ کوه نورد اسپانیایی را قطعی دانست.اینوکی در حال بر روی آناپورنا کشته شد که این کوه و کانچن چونگا تنها قلل پیش روی وی برای رسیدن به باشگاه 8000 متری ها محسوب می شدند. وی چند هفته قبل توانسته بود با صعود به دائولاگیری خود را کاملا هم هوا نموده و برای صعود انفرادی آناپورنا به این کوه عزیمت نماید. اولی استیک کوه نورد معروف سوئیسی و کولیباسائو دو کوه نوردی بودند که در پی اینوکی بر روی مسیر وی مشغول فعالیت بودند. ایشان عنوان نمودند اینوکی پیش از آنکه گروه نجات بتواند کاری برایش صورت دهد در گذشت. با انتقال جسد اینوکی به کمپ اصلی بالگرد امداد وی را به کاتماند انتقال خواهد داد.
 
  شانتال مادویی
 
شانتال مادویی کوهنورد قدرتمند فرانسوی، در مارس 1964 در پاریس زاده شد.از سنین نوجوانی به سنگ نوردی علاقه مند شد.اما زمینه های ورزشی مورد علاقه او طیف وسیعی از ورزش های مختلف رو در بر میگرفت.بطوریکه شاید کمتر کسی بتواند از این جهت با وی برابری کند.
در سنگ نوردی و یخ نوردی، دیواره ال کاپیتان، صعود سرعتی دیواره شمالی گراند ژوراس(یک روز از شامونی)، دیواره درو، صعود زمستانی دیواره های کورتیه و دروتیه، و صعود برج های یخی مختلفی در کانادا از افتخارات او بود.
پرواز با پاراگلایدر نیز دیگر ورزش مورد علاقه مادویی بود.وی پس از صعود قلل «هواس کاران 6768 متر» و «اروس 5500 متر» در پرو و «سایاما 6500 متر» در بولیوی با پاراگلایدر از قله فرود آمد و به بارگاه اولیه بازگشت.
وی در رشته قایق رانی نیز دارای تجربیات جالبی بود:دور زدن قطب جنوب (و صعود به قله مونت ویلیامز) و سفر به قطب شمال با قایق بادبانی...
اما دلبستگی اصلی شانتال هیمالیا بود و هدف وی فتح تمام 8000 متری ها بدون کپسول اکسیژن. هرچند وی با فروتنی خود را از بحث های تندی که راجع به کپسول اکسیژن مطرح بود کنار میکشید: هر فردی به طریقی که خواست خود اوست عمل میکند.من دوست دارن هنگام صعود سبک باشم..بدون کپسول اکسیژن. ولی در عین حال برای تمام کسانی که میخواهند در آن بالا نظاره گر خط افق باشند احترام قائل هستم...
مادویی معمولا تنها صعود میکرد و همراه وی فقط راهنما و شرپای همیشگی اش، آنگ شرینگ بود.سال 1998 ایندو راهی دائولاگیری شدند.در حوالی روز های 10 الی 13 ماه می هوای بسیار بدی در منطقه حاکم بود و تمامی تیم ها مجبور به بازگشت به بارگاه های پایین تر شدند.مادویی و شرینگ نیز چادر خود را در کمپ 2 برپا کردند.اما به علت نداشتن بیسیم ارتباطشان با بارگاه اصلی قطع شد و چند روز خبری از آنها نبود.تا اینکه در تاریخ 16 می(27 اردیبهشت) یک تیم ایتالیایی پس از رسیدن به کمپ دوم، چادر آنان را زیر انبوهی برف یافتند.ظاهرا در نیمه شب هنگامی که آن دو در خواب بودند بهمن کوچکی بر روی چادرشان ریخته و باعث مرگ هردونفر شده بود...
شانتال مادویی ارتباط نزدیکی با شرپاها و خانواده هایشان داشت و بیشتر درآمد خود را صرف بهبود وضع زندگی روستاییان نپال میکرد. بعد از مرگش نیز بنیادی با نام وی و بوسیله دوستانش تاسیس شده که در جهت افزایش سطح زندگی فرزندان آنگ شرینگ و دیگر شرپاها فعالیت میکند.
صعود های وی:
 k2:1992
:1993 شیشاپانگما، چوآیو
:1994جبهه شمال شرقی اورست..تا ارتفاع 8100 متری
:1995جبهه جنوبی اورست..صعود تا قله جنوبی 8755 متر
:1996 لوتسه(اولین زن فاتح این قله)، ماناسلو
:1997پوموری 7161 متر، گاشربروم 2
 
GetBC(105); کالتن بورنر

با گذشت بیش از 10 سال از مرگ وندا رتکویچ کوهنورد زن لهستانی، گرلین کالتن برونر کوهنورد زن اطریشی موفق شد با صعود به کانچن چونگا 8586 متر بعنوان نخستین زن کوهنورد به نه کوه 8000 متری دست یابد. کالتن بورنر کوهنورد زن اطریشی در 13 دسامبر 1970 متولد شد. او ساکن منطقه بلک فارست در جنوب غرب آلمان می باشد. کالتن برونر نخستین بار کوهنوردی را به همراه کشیش دهکده خود آغاز کرد. آنها هر یکشنبه پس از پایان مراسم نیایش به کوه می رفتند. او نخستین صعود 8000 متری خود را در سال نود و چهار و درست زمانیکه 23 سال سن داشت با صعود به قله پیشین برودپیک 8005 متر تجربه کرد. در طی 5 سال پس از این صعود کالتن برونر توانست 7 قله 8000 متری دیگرراهم فتح نماید که تمامی این صعودها بدون بهره گیری از اکسیژن مصنوعی بود.
. در این بین می توان به تراورس شیشاپانگما از جبهه جنوبی به شمالی و فتح قله میانی این کوه بعنوان شاخصترین کار کالتن برونر به همراه رالف دوموویتس و هیروتاکا تاکیوچی در سال 2005 اشاره نمود. البته او پیش از این، قله مرکزی شیشاپانگما را نیز در سال دو هزار فتح کرده بود اما این صعود به عنوان صعود قله اصلی منظور نشد و او مجبور شد بار دیگر به شیشاپانگما باز گردداینک کالتنبورنر تنها 5 صعود در پیش دارد تا بعنوان نخستین زن کوهنورد بر روی تمامی 8000 متریها بایستد - اورست، کی2، لوتسه، دائولاگیری، برودپیک.
لازم به ذکر است پیش از این وندارتکویچ کوهنورد توانمند لهستانی توانسته بود با صعود به 8 قله هشت هزار متری بعنوان شاخصترین کوهنورد زن نام خود را در صعود به قلل 8000 متری ثبت نماید. او که از پیشگامان صعود زنان به هشت هزار متریها بود در سال 96 بر روی کانچن چونگا جان خود را از دست داد.
 صعودهای کالین برونر بر روی 8000 متریها
1994 بروپیک- قله پیشین
1998 چوآیو 6 می
2000 قله مرکزی شیشاپانگمابه ارتفاع 8012 متر 7 می
2001 ماکالو 14 می
2002ماناسلو 10 می
2003 نانگاپاربات 20 جولای
2004 آناپورنا 28 می
2004 گاشربروم یک 25 جولای
2005 شیشاپانگما 7 می
2005 اورست از مسیر هورنباین تا ارتفاع 7650 متری
2005 گاشربروم دو 21 جولای
2006 کانچن چونگا 14 می
2006 لوتسه تا ارتفاع 8400 متر
 
GetBC(104); ژائو گارسیا

ژائو گارسيا متولد 11 جون سال 1967 در ليسبون پايتخت پرتقال است. او در 15 سالگي كوه نوردي را در باشگاه guarda و با ورزش سنگ نوردي آغاز نمود. يكسال بعد و با حضور در آلپ تمرينات سنگ نوردي طبيعي، يخ نوردي و اسكي را نيز فرا گرفت. ضمن آنكه در سال 1984 موفق به صعود قله مون بلان بلندترين قله رشته كوه آلپ گرديد. او بدليل روي آوردن به ورزش سه گانه (تريتالون يا سه گانه متشكل از شنا، دو و ميداني و دوچرخه سواري) استقامت بدني بالايي كسب نمود.
در طي سالهاي 1990 تا 93 بخاطر حضور در نيروي نظامي پرتقال مستقر در بلژيك توانست به آلپها نزديكتر شود و تمرينات مستمري را در كوهستان صورت دهد.
در سال 93 ژائو به همراه تيمي از لهستان به سرپرستي كوه نورد مشهور كريستوف ويليچكي به چوآيو رفت و توانست از مسيري نو قله اين كوه را فتح نمايد. ضمن آنكه در تلاش براي صعود از رخ جنوبي شيشاپانگما ناكام ماند.
در سال 1994 گارسيا به همراه يك تيم بين المللي توانست قله دائولاگيري را صعود كند.
در 1996 تلاش ژائو براي صعود از مسير عادي، كينشوفر به نانگاپاربات بدليل برف زياد ناموفق بود. ضمن آنكه تلاش او براي فتح اورست از جبهه شمالي در سال 97 نيز تنها تا 8200 متر صورت گرفت.
يكسال بعد يعني در 1998 ژائو باز هم به اورست آمد و اينبار از مسير جنوب شرقي ولي بازهم ناكام ماند. اينبار او تا بالكوني در ارتفاع 8500 متري بالا رفت.
اما سرانجام سخت كوشي هاي ژائو گارسيا نتيجه داد و او توانست در سال 1999 از مسير شمالي، بدون استفاده از اكسيژن كمكي اورست را فتح نمايد و عنوان نخستين فاتح پرتقالي اين كوه را به خود اختصاص دهد. در اين صعود و البته در بازگشت از قله گارسيا و همنورد بلژيكيش پاسكال دبرور با هواي خراب مواجه شدند كه متاسفانه پاسكال جان خود را از دست داد و ژائو نيز از ناحيه انگشتان دست و صورت دچار سرمازدگي سختي شد. بدين شكل او بيشتر انگشتان دستش را از دست داد و مدتي را براي درمان در زاراگوزاي اسپانيا بستري شد.
گاشربرو م دو در سال 2001 و گاشربروم يك در سال 2004 توسط اين كوه نورد پرتقالي صعود شد و در سال 2005 او موفق به فتح لوتسه گرديد.
ژائو مي گويد:"پس از اين صعودهاي موفق، بويژه صعود به اورست بود كه توانستم حمايتهاي مالي را براي ادامه صعودهايم كسب نمايم". از اين سال به بعد روند صعودهاي ژائو شدت يافت. بدين شكل در بهار سال 2006 او موفق به صعود كانچن چونگا و شيشاپانگما گرديد. بدين شكل كانچن چونگا در 26 مي به همراه ايوان والروي اكوادري فتح گرديد و او در پائيز توانست شيشاپانگما را صعود كند، هر چند در اين صعود يكي از همراهان خود را بر اثر سقوط از دست داد.
ژائو در تابستان 2007 تيمي را راهي كي دو دومين كوه مرتفع دنيا نمود و موفق شد اين كوه را نيز فتح نمايد.
در بهار 2008 وي ابتدا ماكالو را در 19 مي و در شرايطي كه اغلب تيمها منطقه را ترك كرده بودند و البته در بادي شديد صعود كرد و سپس راهي پاكستان شد و توانست در 18 جولاي برودپيك را صعود كند. گارسيا در سال 2009 نيز به همين شكل عمل كرد و ابتدا در بهار و روز 28 آوريل موفق به فتح ماناسلو شد، سپس به پاكستان رفت و در 10 جولاي قله نانگاپاربات را فتح كرد.
ژائو از حضور و همراهي ايرانيان در ماناسلو و نانگاپاربات به نيكي ياد مي كند و با جمله "سلام عليكم" آنها را به ياد مي آورد. او ضمن اشاره به صعود يك ايراني به ماناسلو (مهدي عميدي) از مشكل ادم قرنيه در يكي ديگر از ايرانيها ميگويد.
وي همچنين از همراهيش با تيم جستجوي ايرانيها در نانگاپاربات به نيكي ياد نمود و گفت:"آنها به سختي تلاش كردند تا ردي از سامان بيابند، اما كوه تمايلي به بازپس دادن سامان نداشت". ژائو مي گويد:" آنها بسيار غمگين بودند و من تنها مي توانستم دلداريشان دهم". او ميگفت:"از خانواده سامان خواستم سعي كنند تا تلخي هاي آن حادثه را به فراموشي بسپارند و براي يادبود سامان اقدام به ساخت پناهگاهي در كوههاي خود كنند تا هرگاه كوه نوردي گام به آن ديار مي گذارد از سامان ياد نمايد".
اما با صعود به نانگاپاربات شمار 8000 متريهاي ژائو گارسيا به عدد 13 رسيد و اينك او تنها آناپورنا را در پيش دارد تا نام خود را به باشگاه 8000 متريها بيافزايد. ژائو همچنين براي ورود به باشگاه فاتحان قلل 7 گانه (مرتفع ترين قلل 7 قاره) تنها كارستن پيراميد در اندونزي را پيش رو دارد.
ژائو تمامي 8000 متريهاي خود را بدون بهره گيري از كپسول اكسيژن مصنوعي فتح نمود و البته خودش به شوخي مي گويد:"براي خريد كپسول اكسيژن پولي نداشتم، پس مجبور شدم اينگونه صعود كنم!"
او همچنين بخشي از هزينه هاي صعودهايش را از طريق تصوير برداري و پخش فتوحاتش تامين مي نمايد. ژائو همچنين اقدام به چاپ و انتشار كتابهايي در زمينه كوه نوردي و صعودهاي خود نموده و كتاب mais altã solidao (بالاترين تنهايي) او با 30 هزار نسخه فروش جزو برترين كتابهاي ورزشي كشورش به شمار مي آيد.
ژائو گارسيا بدليل شهرتش از سوي وزارت بهداشت اين كشور از سال 2006 به عنوان سخنگو در برنامه پيشگيري از ايدز فعاليت نمود. او همچنين به رغم از دست دادن انگشتان دست خود بر اثر سرمازدگي براي ترويج كوه نوردي و سنگ نوردي در سالنهاي ورزشي حاضر شده و دانش آموزان را به اين ورزش مهيج ترغيب مي نمايد.
ژوزف رئيس آلپاين كلاب پورتو مي گويد: "گرچه ژائو به معروفي فوتباليستهاي پرتقالي نيست، اما در اين كشور همچون يك قهرمان ملي از او ياد مي شود".
براي ژائو گارسيا در صعود به آخرين 8000 متريش آناپورنا آرزوي موفقيت مي كنيم. 
سر انجام در ساعت 1.30 دقيقه روز 17 آوريل 2010 ژائو گارسيا موفق شد از مسير شمالي آناپورنا به همراه مينگما شرپا قله را فتح نمايد تا نام خود را به عنوان نوزدهمين عضو باشگاه 8000 متري ها به ثبت برساند. ضمن آنكه گارسيا دهمين كوه نوردي است كه بدون بهره گيري از كپسول اكسيژن به اين موفقيت دست ميابد.
 
GetBC(103);   کورت دیمبرگر

کورت دیمبرگر متولد 16 مارس 1932 در اتریش یکی از کوهنوردان بزرگ وهمچنین نویسنده چندین کتاب میباشد.
تا سال 2008 او تنها باقی مانده نسل اولین فاتحان زنده یکی از قله های 8000 متری بود. دستاوردهای او بر روی قله های 8000 متری شامل: برود پیک در 1957(فتح قله برای اولین بار) و دائولاگیری در 1960(فتح قله برای اولین بار) می باشد. همچنین او آخرین شخصی بود که هرمان بول را زنده، قبل از سقوط در شوگولیسا دید. تلاش بول و دیمبرگر برای فتح قله شوگولیسا بدون مجوز صورت گرفت و متعاقب آن دولت پاکستان ورود دیمبرگر را به آن کشور ممنوع کرد.
دیمبرگر یکی از 2 نفز نجات یافته فاجعه کی 2 در سال 1986 بود. در 4آگوست 1986 دیمبرگر و جولی تولیس در ساعات انتهایی روز به قله رسیدند، مدت کوتاهی پس از فرود آنها از قله، تولیس سقوط کرده وکورت را نیز به دنبال خود میکشد، خوشبختانه آنها به هر گونه ای شده با تلاش بسیار از سقوط خود جلوگیری می نمایند ولی مجبور به شب مانی در ارتفاع بالای 8000 متر میشوند. فردای آن روز آنها خود را به کمپ 4 می رسانند ولی طوفان باعث از بین رفتن چادر آنها می شود و مجبور به استفاده مشترک از یک چادر با 6 نفر دیگر می شوند.
متاسفانه در آن شب تولیس در اثر ادم مغزی درگذشت وکورت به همراه ویلی بائر، کوهنورد اتریشی (نفر دوم نجات یافتگان سال 1986 کی 2) به پایین برگشتند. در بازگشت هر 2 کوهنورد دچار سرمازدگی شده و مجبور به قطع اعضای آسیب دیده شدند.
دیمبرگر هنوز در زمینه کوهنوردی فعال است و همراه با دخترش بر روی یک سری پروژه فیلم سازی کار میکند.
 
GetBC(101); کورت آلبرت


     بی گمان هر وقت صحبت از سنگ نوردی می شود کمتر کسی است که به نام بزرگ کورت آلبرت سنگ نورد بزرگ و اسطوره ای را به یاد نیاورد .                                          
کورت آلبرت در 28 ژانویه 1954 در نورنبرگ آلمان متولد شد ، سنگ نوردی را در 14 سالگی در Frankenjura محل زندگی خود آغاز کرد و بزودی تا مسیرهای آلپی کلاسیک نظیر Walker Spur در Grandes Jorasses و جبهه شمالی آیگر و نیز مسیرهایی در دولومیت های ایتالیا که ارج زیادی برای آنها قائل بود پیش رفت. اگر چه این صعود های آلپی مقدمات آینده کاری آلبرت را فراهم کردند ، قلب جوان او بدنبال اکتشاف و کم کردن محدودیت های فیزیکی سنگ نوردی  که در آن زمان در مرحله جنینی خود قرار داشت ، بود و سنت های قدیمی که به نظر در تقابل با رویا ها و انرژی های جدید جنبش " جوان " صعود طبیعی می آمد از بروز آن جلوگیری می کردند.پس از سفری به Elbsandstein در ساکسونی ، آلبرت دریافت که صعود مصنوعی فنی (technical aid climbing ) جاده ای بن بست است و چشم انداز آینده در جایی دیگر قرار دارد. بنابراین در سال 1975 جدال بین نسل ها ، بین سنگ نوردان مصنوعی و طبیعی را با معرفی فلسفه " rotpunkt " برطرف کرد. با ترسیم نقطه ای قرمز  در ابتدای مسیر نشان داد که مسیری به صورت طبیعی ، بدون استفاده از هیچ نوع کمک صعود شده است ، که در همان محل برای افرادی که هنوز می خواهند مسیرهای موجود را به شیوه نخستین صعود کنند باقی گذاشته شد. ایده صعود طبیعی به مانند آتشی مهار نشدنی در سطح جهان گسترش یافت و امروزه اصطلاح رد پوینت "redpoint" آلبرت همراه با آن سایت "on-sight" را مبنایی می دانند که بر پایه آن عملکردها در این ورزش سنجیده می شود.آلبرت همراه با چند نفر از سنگ نوردان جوان دیگر شامل ولفگانگ " فلیپر" فیتز ، نوربرت باتس ، نوربرت ساندنر و کمی بعدتر با دوست صمیمی اش ولفگانگ گولیچ ، بلافاصله دست به ایجاد مسیرهای سخت تر و سخت تر در Frankenjura زد. در سال 1977 اولین صعود "Osterweg" (VIII-) را انجام داد ، و در عین حال "Sautanz" (IX-, 1981)  و مهمتر از همه "Magnet" (IX,1982) اورا نقطه عطف های واقعی در صعود ورزشی آلمان می دانند. آلبرت به چهره ای عمده در کشورش تبدیل شد ، به گونه ای که در سال 1984 ، دولت آلمان به او و ولفگانگ گولیچ و Sepp Gschwendtner جایزه "Silberne Lorbeerblatt" را – بالاترین جایزه ورزشی –  به خاطر خدمات شان به سنگ نوردی اعطا کرد.
 اما علاقه آلبرت به دنیای عمودی به هیچ وجه محدود به صخره های بی شمار موجود در سرتاسر Frankenjura نبود ، و او بزودی همراه با برخی از بهترین سنگ نوردان آلمانی توجه خود را به انتقال تجربه خود به بزرگ ترین دیواره های جهان معطوف کرد.
در سال 1978 ، همراه با Gerold Sprachmann به Tre Cime di Lavaredo در دولومیت ها سفر کرد ، و اولین صعود طبیعی مسیر Swiss بر روی Cima Ovest و نیز اولین صعود طبیعی Hasse – Brandler – که دارای شهرت جهانی است – بر روی Cima Grande را انجام داد. در سال 1988 همراه با ولفگانگ گولیچ و هارتموت مونشنباخ به قراقروم سفر کرد و اولین صعود طبیعی مسیر یوگسلاو (Slavko Cankar, Francek Knez, Bojan Srot, 1987) را تا بالای برج بی نام 6242 متری در برج ترانکو انجام داد. این صعود از بسیاری جهات صرفا یک " دست گرمی " برای صعود به یکی از معتبرترین دستاوردهای آلبرت ، مسیر "Eternal Flame" در آن نزدیکی  بود که در تابستان سال 1989 همراه با ولفگانگ گولیج ، کریستوف استیگلر و میلان سیکورا آن را صعود کرد. این چهار نفر مسیر جدیدی را به بالای برج بی نام که سال قبل از آن مشاهده کرده بودند ایجاد کردند و این صعود ترکیب جذابی از شهامت ناشیانه و عزم بی خردانه را نشان داد ، بویژه در اواخر کار که استیگلر و سیکورا مجبور شدند به خانه بازگردند. برغم آسیب دیدگی گولیج ، آلبرت خود را به قله رساند که منجر به صعود طبیعی 7b+ و چهار بخش به صورت مصنوعی شد . "Eternal Flame" راه را برای بعد جدیدی از صعود ورزشی در هیمالیا هموار کرد ، و دست بر روی دشواری هایی نهاد که تا به حالا در مورد آنها فکر نشده بود.
فعالیت های او در جاهای دیگر هم ادامه یافت. زوج سنگ نوردی آلبرت – گولیچ چنان موفق عمل کردند ( این دو 11 سال با هم زندگی کردند) که یک سال بعد این دو همراه با نوربرت باتس ، پیتر دیتریش و برند آرنولد مسیر 1300 متری مستقیم و زیبای "Riders on the Storm" را به بالای گرانیت فشرده رخ شرقی برج مرکزی Paine ایجا د کردند. پاتاگونیا آلبرت را را عمیقا تحت تاثیر قرار داد و در سال 1995 همراه با برند آرنولد یکبار دیگر بازگشت ، و همراه با جورج گرشل و لوتس ریشتر مسیر "Royal Flush" به طول 44 طول طناب و درجه سختی 7c/A2 را گشود.از میان تمام دیواره های بزرگ او ، آلبرت همیشه این یکی را مهمترین کارش می دانست.    
    با وجود اینکه همیشه در خانه با لیوان بزرگی از قهوه در جمع دوستان نزدیکش نظیر جری موفات ، اوقات راحتی داشت ، معلم سابق فیزیک و ریاضیات دائما بدنبال چالش های جدید بود. اینگونه بود که ایده مواجه با کوه ها " بوسیله وسایل معقول " بوجود آمد ، که به صورت نزدیک شدن به برخی از دور دست ترین قلل جهان بدون استفاده از باربرها یا کمک موتوری در آمد. در آغاز هزاره جدید ، این مفهوم را همراه با    Stefan Glowacz ، Holger Hember و Gerd Heidorn با صعود به مسیر "Odyssey 2000" 500 متری بر روی برجک  گرانیتی Polar Bear Spire جزیره بافین آزمایش کرد. این مسیر بیش از آنکه تنها یک مسیر باشد ، اوج ماجراجویی حماسی بود که این چهار سنگ نورد در استقلالی کامل آن را انجام دادند ، و تمام وسایل را بیش از 400 کیلومتر در یکی از نامساعد ترین ترین بخش های کره زمین حمل کردند.
آلبرت با آغوش باز به این فلسفه جدید ایمان آورد و دیری نپایید که این فلسفه ترجیع بند او در سال های بعد ، اغلب با همراهی Stefan Glowacz تبدیل شد. تقریبا هیچ فصلی بدون اولین صعود قابل توجه به برخی دیواره های بزرگ جهان در سطح کره زمین سپری نمی شد و ایده " به وسیله وسایل معقول" مترادف با ناب ترین شکل ممکن سنگ نوردی شده است و برخی از بهترین سنگ نوردان جهان آن را اختیار کرده اند.
کورت آلبرت اولین بار این شکل ناب سنگ نوردی را به عنوان نوجوانی مستعد در اواخر دهه 60 در صخره های محل زندگی اش در Frankenjura آزمایش کرد. 50 سال بعد ، تاثیر ماندگارش بر روی برخی از زیباترین کوه های جهان بر جای مانده است.
اسطوره سنگ نوردی آلمان در سن 56 سالگی بدنبال حادثه ای که  بر روی via ferrata در باواریا اتفاق افتاد درگذشت.
. کورت آلبرت Kurt Albert. کورت نتوانست از جراحات شدید وارده بر اثر سقوط از Höhenglücksteig via ferrata   بهبودی پیدا کند. جزئیات دقیق حادثه معلوم نیست ، اما به نظر می آید اهمیت زیادی ندارد. آنچه مهم است این است که یکی از فعال ترین و موفق ترین صعود کنندگان ورزشی و کوه نوردان دنیا دیگر در میان ما نیست.

GetBC(84); آناتولی بوکریف


نیکلایوویچ بوکریف ( ۱۶ ژوئیه ۱۹۵۸ – ۲۵ دسامبر ۱۹۹۷ ) کوه نورد روسی ( اتحاد جماهیر شوروی/ قزاقستان ) بود که به هفت قله ۸۰۰۰ متری بدون استفاده از اکسیژن صعود کرد.
بوکریف با وجود داشتن مهارت ، در جامعه کوه نوردی بین المللی تا قبل از فصل کوه نوردی بهار ۱۹۹۶ در کوه اورست که دوازده نفر در یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کوه نوردی اورست جان دادند ، نسبتا ناشناخته بود. این حوادث در کتاب های پر فروش ” صعود ” بوکریف و ” در هوای رقیق ” جان کراکاور به ترتیب وقوع نقل شد.
 زندگینامه :
 آناتولی بوکریف در ۱۶ ژانویه ۱۹۵۸ در جنوب کوه های اورال در اتحاد جماهیر شوروی بدنیا آمد. پس از اتمام دبیرستان در ۱۹۷۵ ، در دانشگاه آموزشی چلابینسک در Russian SFSR ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۷۹  در رشته فیزیک فارغ التحصیل شد. در همان زمان ، دوره  مربیگری اسکی استقامتی را هم به اتمام رساند.
پس از فارغ التحصیلی ، بوکریف ۲۱ ساله رویای کوه های واقعی را در سر پروراند. بوکریف به آلما آتا ، مرکز جمهوری سوسیالیستی قزاق واقع در یال تین شان مهاجرت کرد. از سال ۱۹۸۵ از تیم مختلط قزاقستان در زمینه کوه نوردی پشتیبانی کرد. در سال ۱۹۹۱ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، تابعیت جمهوری قزاقستان را پذیرفت .
صعودهایی که بوکریف انجام داده است :
 خلاصه ای از برجسته ترین صعود های وی به این قرار است :
۱۹۸۷-قله لنین (۷۱۳۷متر) – اولین صعود انفرادی
۱۹۸۹-۱۵ آوریل :کانچن جونگا (۸۵۵۶ متر ) – مسیر جدید به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای شوروی
۳۰ آوریل -۲ می : کانچن جونگا – اولین تراورس چهار قله ۸۰۰۰ متری قلل کانچن جونگا
۱۹۹۰-آوریل : کوه مک کینلی – مسیر خط الراس کاسین -می : کوه مک کینلی – مسیر ریب غربی (West Rib )
1991-10 می : دائولاگیری – مسیر جدید بر روی دیواره غربی به همراه اولین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان-۷ اکتبر : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی
۱۹۹۳-۱۴ می : کوه مک کینلی ( ۶۱۹۳ متر )-۳۰ جولای : k2 (8611 متر )
۱۹۹۴-۲۹ آوریل : ماکالو ۲ ( ۸۴۶۰ متر )-۱۵ می : ماکالو ( ۸۴۷۶ متر )
۱۹۹۵-۱۷ می : کوه اورست – مسیر خط الراس شمالی-۳۰ ژوئن : قله آبای ( ۴۰۱۰ متر ) – راهنمای رییس جمهور قزاقستان-۸ اکتبر : دائولاگیری ( ۸۱۷۶ متر ) – رکورد سریع ترین صعود ( ۱۷ ساعت و ۱۵ دقیقه )-۸ دسامبر : ماناسلو ( ۸۱۵۶ متر ) – به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان
۱۹۹۶-۱۰ می : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی-۱۷ می : لوتسه – صعود انفرادی ، رکورد سرعتی-۲۵ سپتامبر : چو اویو ( ۸۲۰۱ متر ) – به همراه سومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان-۹ اکتبر : قله شمالی شیشاپانگما ( ۸۰۰۸ متر )
۱۹۹۷-۲۴ آوریل : کوه اورست ( ۸۸۵۰ متر )-۲۳ می : لوتسه-۷ جولای : برود پیک ( ۸۰۴۷ متر )-۱۴جولای : گاشربروم ۲ ( ۸۰۳۵ متر ) – صعود انفرادی
در زمستان سال ۱۹۹۷ ، بوکریف به همراه سیمون مورو و یک کوه نورد مجرب ایتالیایی در حال تلاش برای صعود به جبهه جنوبی آناپورنای ۱ ( ۸۰۷۸ متر ) بود. دیمیتری سوبولوف ، فیلمبردار قزاق برای مستند سازی این صعود ، همراه آنان بود.
در ۲۵ دسامبر حدود ظهر ، بوکریف و مورو در حال نصب طناب در معبری در ارتفاع تقریبی ۵۷۰۰ متری بودند. ناگهان نقابی از یک یال که از مسیر کوه نوردی قابل رویت نبود فرو ریخت. بهمن ایجاد شده مورو را به پایین کوه پرت کرد و بر اثر آن درست بالای چادرشان در اردوگاه ۱ ( ۵۲۰۰ متر ) فرود آمد. تصادفا ، مورو تقریبا نزدیک بالای واریزه های بهمن قرار گرفته بود و موفق شد پس از چند دقیقه خود را بیرون بکشد. چون مورو نتوانست بوکربف یا سوبولوف را ببیند یا صدای آنان را بشنود ، به اردوگاه اصلی آناپورنا پایین آمد. از آنجا وی را برای جراحی پارگی تاندون های دستش که بر اثر سقوط ایجاد شده بود با بالگرد به کاتماندو انتقال دادند.
خبر حادثه در ۲۶ دسامبر به نیو مکزیکو رسید . لیندا وایلی ، دوست بوکریف ، در ۲۸ دسامبر با هواپیما به نپال رفت . چندین تلاش با بالگرد برای رسیدن به محل وقوع بهمن انجام شد اما هوای نامساعد اواخر دسامبر مانع رسیدن تیم های جستجو به اردوگاه ۱ شد. اندکی امیدواری بود که بوکریف و سوبولوف توانسته باشند به اردوگاه ۱ برسند. اما ، بالاخره در ۳ ژانویه ۱۹۹۸ ، جستجو گران توانستند به اردوگاه ۱ و چادری خالی برسند. پس از آن لیندا وایلی پیام ناراحت کننده ای را از کاتماندو ارسال کرد :
“این پایان کار است … امیدی به زنده پیداکردن او نیست .”
در محل اردوگاه اصلی آناپورنا ، سنگ یادبودی به یاد بوکریف با نقل قولی از او نصب شده است :
 ” کوه ها ورزشگاه هایی نیستند که بلند پروازی ام را در آنجا ارضاء کنم ، بلکه مکان های مقدسی هستند که در آنجا اعمال مذهبی ام را به جا می آورم …  من به این کوه ها می روم همانگونه که انسان ها برای عبادت میروند. از بالای قلل مرتفع آنها گذشته ام را می بینم ، رویای آینده را می بینم و با برائتی غیر معمول ، اجازه دارم حال حاضر را تجربه کنم … در حالیکه چشمانم باز شده و توانم تجدید شده است. در کوه ها خلقت را جشن می گیرم . در هر سفر دوباره متولد می شوم.
GetBC(82);   سر ادموند هیلاری


ادموند هیلاری در خانواده پرسی وال آگوستوس هیلاری و گرترود هیلاری در تواکائو ( جنوب اوکلند) در 20 جولای 1919 متولد شد. پدر بزرگ و مادر بزرگش از ساکنان اولیه جنوب wairoa در نیمه قرن نوزدهم پس از مهاجرت از یورک شایر بودند. هیلاری در مدرسه گرامر اوکلند تحصیل کرد. رفت و برگشت روزانه اش با اتوبوس به مدرسه هر بار بیش از دو ساعت طول می کشید که در طی این مدت به طور مرتب مطالعه می کرد. او  کوچکتر از همسالانش و بسیار خجالتی بود در نتیجه به کتاب هایش و به خیال پردازی هایش از یک زندگی پر از ماجرا پناه می برد.
در 16 سالگی علاقه اش به کوه نوردی در خلال اردوی مدرسه به کوه Ruapehu نمایان شد. او دریافت که از لحاظ بدنی قوی است و استقامت بیشتری نسبت به بسیاری از دوستانی که همراهش راه می رفتند داشت. در سال 1939 اولین کوه نوردی مهمش را انجام داد و به قله کوه الیور در جنوب آلپ صعود کرد.
هیلاری به همراه برادرش رکس به زنبور داری روی آوردند که شغلی تابستانی بود که به این ترتیب می توانست در زمستان ها به کوه نوردی برود.
هیلاری بخشی از سفر اکتشافی بریتانیا به اورست در سال 1951 به سرپرستی اریک شیپتون قبل از پیوستن به تلاش موفق بریتانیا در 1953 بود.
در سال 1952 هیلاری و جورج لو بخشی از تیم بریتانیایی به سرپرستی اریک شیپتون بود که برای صعود به چو اویو تلاش کردند. پس از شکست این اقدام به علت فقدان مسیر از سمت نپال ، هیلاری و لو با عبور از Lhi-la به تبت رفتند و به کمپ دوم قدیمی در سمت شمال رسیدند ، جایی که تمام گروه های اکتشافی قبل از جنگ در آنجا اردو زدندمسیر اورست توسط تبت تحت کنترل چین بسته شده بود و کشور نپال هم هر سال تنها به یک گروه اکتشافی اجازه صعود می داد. یک گروه اکتشافی سویسی ( که در آن  تنزینگ هم شرکت داشت) اقدام به صعود به قله در سال 1952 کردند اما  بر اثر هوای بد با 260 متر فاصله با قله ناکام برگشتند. در خلال سفر 1952 به آلپ ، هیلاری آگاه شد که او و دوستش جورج لو به سفر مصوب 1953 بریتانیا دعوت شده اند که بلافاصله قبول کرد.شیپتون به عنوان سرپرست انتخاب شد اما جای او را به هانت دادند. هیلاری تصمیم به کناره گیری گرفت اما هم هانت و هم شیپتون در مورد ماندن با او صحبت کردند. هیلاری قصد داشت به همراه او صعود کند اما هانت دو تیم را برای حمله انتخاب کرد : تام بوردیلون و چارلز اوانس ؛ و هیلاری و تنزینگ . بنابراین هیلاری تلاش هماهنگی را برای ایجاد یک دوستی کاری با تنزینگ انجام داد.گروه اکتشافی هانت ، به مانند بسیاری از این چنین گروه ها ، تلاشی تیمی بود. لو   آماده سازی جبهه لوتسه را ، جبهه یخی عظیم و شیب دار ، برای کوه نوردی اداره کرد. هیلاری مسیری را از میان یخشار خومبو ( khumbu ) ایجاد کرد. این گروه اکتشافی کمپ اصلی را در مارس 1953 برپا کردند. به علت سرعت کم کار این گروه آخرین کمپ را در South Col در ارتفاع 7900 متری برپا کرد. در 26 ماه می ، بوردیلون و اوانس اقدام به صعود کردند اما به علت از کار افتادن سیستم اکسیژن اوانس بازگشتند. این دو به 100 متری جنوب قله صعود کرده بودند. آنگاه هانت ، به  هیلاری و تنزینگ دستور رفتن به قله را داد.
برف و باد به مدت دو روز این دو را در South Col زمینگیر کرد. آنها در 28 ماه می با حمایت سه نفری لو ، آلفرد گرگوری و آنگ نیما رهسپار شدند. آن دو در 28 ماه می در ارتفاع 8500 متری چادر زدند در حالیکه گروه پشتیبانی شان به ارتفاع پایین کوه برگشتند. صبح روز بعد هیلاری دریافت که پوتین هایش در بیرون از چادر یخ زده اند. او دو ساعت صرف گرم کردن آنها کرد و پس از آن به همراه تنزینگ با داشتن 10 کیلو بار کوله رهسپار صعود نهایی شدند. آخرین بخش دشوار صعود ، 12 متر جبهه صخره ای بود که بعدا " قدمگاه هیلاری " نامگذاری شد. هیلاری راهی را بین دیواره صخره ای و یخ دید و خود را بالا کشید و تنزینگ هم به دنبال او آمد. از آنجا به بعد صعود نسبتا ساده بود. آنها در 30/11 صبح به قله رسیدند. بنابه گفته هیلاری ، " چند ضربه محکم بیشتر با تبر یخ به برف سخت ، و بعد بر روی قله ایستادیم." آنها فقط حدود 15 دقیقه  در قله ماندند. در آنجا به جستجوی مدرکی از گروه اکتشافی پیشتر مالوری پرداختند ، اما موفق نشدند. هیلاری عکس تنزینگ را گرفت ، تنزینگ شکلات هایی را به رسم پیشکش در برف بر جای گذاشت و هیلاری صلیبی را که به او داده بودند در آنجا گذاشت. چون تنزینگ طرز عکس گرفتن با دوربین را بلد نبود هیچ عکسی از هیلاری در آنجا وجود ندارد.
آن دو مجبور بودند به هنگام فرود مراقب باشند چون فهمیدند برف در حال حرکت رد پاهایشان را پوشانده است که این کار را دشوار می کرد. اولین کسی که آنها دیدند لو بود که با سوپی گرم برای استقبال از آنها تا بالا صعود کرده بود." خوب جورج ، ما بالاخره لعنتی را تمام کردیم."- اولین جملات هیلاری به دوست همیشگی اش جورج لو در هنگام برگشت از قله اورست.
اخبار این سفر اکتشافی موفق در روز تاجگذاری ملکه الیزابت دوم به بریتانیا رسید. این گروه از استقبال بین المللی که به هنگام رسیدن به کاتماندو ار آنها به عمل آمد ، متعجب شدند.
انسان دوستی
او تمام عمر خود را وقف کمک به مردم شرپای نپال از طریق صندوق هیمالیا کرد که خود بنیانگذار آن بود و بیشتر وقت و انرژی اش را صرف آن کرده بود. با اقداماتش موفق به ساخت چندین مدرسه و بیمارستان در این منطقه دور افتاده از هیمالیا شد.او رئیس افتخاری بیمارستان بنیاد هیمالیای آمریکا  بود، یک موسسه غیرانتفاعی ایالات متحده که به بهبود اکولوژی و شرایط زیست در هیمالیا کمک می کند.
در 11 ژانویه 2008 هیلاری بر اثر سکته قلبی در بیمارستان اوکلند سیتی در حدود ساعت 9 صبح به وقت محلی نیوزیلند در سن 88 سالگی در گذشت.
 
GetBC(78); دنیس اوربکو
دنيس اوربكو كوه نورد جوان و شجاع روس-قزاق فعاليتهاي خود را از قفقاز آغاز نمود و سپس پاي بر قلل مرتفع پامير، تيان شان و در نهايت هيماليا نهاد.
اوربكو در 29 جولاي 1973 در شهر Nevinnomissk و در كشور روسيه متولد شد، هر چند امروزه در آلماتي قزاقستان و به عنوان شهروند اين كشور سكونت دارد. او به عنوان افسر بخش ورزش در ارتش قزاقستان مشغول خدمت است.
اوربكو با صعود 5 قله بالاي 7000 متر تيان شان و پامير در مدت 42 روز صاحب نشان ببر برفي گرديد.
دنيس از سال 2000 گام بر روي 8000 متريها نهاد و خيلي زود به چهره اي جهاني تبديل گرديد. از ميان شاخص ترين صعودهاي اين كوه نورد بزرگ مي توان به گشايش سه مسير نو در برودپيك، ماناسلو و چوآيو نام برد، همچنين صعود زمستان 2009 وي به همراه سيمون موروي ايتاليايي به ماكالو نام او را براي هميشه در كوه نوردي دنيا جاودانه ساخت. فتح چوآيو در 15 مي 2009 پاياني بود بر صعودهاي وي به 14 قله 8000 متري.
با هم بخشي از صعودهاي اوربكو را مرور مي كنيم:
24/5/2000 اورست از مسير نرمال جنوبي
23/5/2001 لوتسه از مسير نرمال جنوبي
13/8/2001 گاشربروم I از دهليز ژاپنيها
20/80/2001 گاشربروم II از مسير نرمال، صعود سرعتي از 5800 تاقله در مدت 7/5 ساعت و بازگشت در مدت 4 ساعت
13/5/2002 كانچن چونگا از مسير نرمال جنوب غربي
25/10/2002 شيشاپانگما
17/6/2003 نانگاپاربات از مسيرعادي كينشوفر
18/7/2003 برودپيك از مسير عادي
5/2004 آناپورنا صعود شبانه
25/7/2005 برودپيك نخستين صعود رخ جنوب غربي به همراه سرگي ساموئيلف به سبك آلپي
25/4/2006 ماناسلو از مسير عادي
8/5/2006 ماناسلو از مسير جديد
2/5/2007 دائولاگيري مسير عادي
2/10/2007 كي دو مسير ژاپني ها در رخ شمال غربي به همراه ساموئيلوف
12/5/2008 ماكالو
9/2/2009 ماكالو اولين صعود زمستاني به همراه سيمون مورو
15/5/2009 چوآيو مسير جديد
اوربكو هم اكنون به عنوان مدرس ورزش كوه نوردي، هنرپيشه و عكاس فعاليت مي كند.
وي 4 بار عنوان برترين كوه نورد قزاقستان را به خود اختصاص داده.
اوربكو در 14 سپتامبر 2006 موفق شد قله البروز را در مدت 3 ساعت و 55 دقيقه و 58 ثانيه صعود نمايد و ركورد سريعترين صعود اين كوه را به خود اختصاص دهد.
اوربكو از ميان 1500 صعودي كه تاكنون انجام داده علاوه بر 14 قله 8000 متري 5 قله 6000 متر و 10 قله 7000 متر را نيز فتح نمود
GetBC(77); سیمون مورو      تاریخ تولد: 27 اکتبر 1967
از حدود 20 سال پیش که سیمون مورو فعالیت کوهنوردی خود را در آلپ ایتالیاآغاز کرده، اشتیاق او به سفر و اکتشاف و چالشهای جدید، او را به دورترین نقاط کره خاکی مان کشانده است: از پاتاگونیا تا روسیه و از آلپ تا هیمالیا. کوهنوردی سیمون در سال 1980 از صخره های دولومیتی ایتالیا به عنوان زمین بازی او شروع شد. او درسالهای بعد مسیرهایی را تا درجه سختی 8a, ۸b)) را با موفقیت صعود کرد. او اکنون هم نیزمسیرهای فوقالعاده مشکل را روی سنگ (8a,۸b) و مسیر میکس (M9) صعود می کند. در اکتبر199۲ به عنوان اولین سفر خارج از اروپای خود در تیم اورست شرکت نمود.  اولین تجربه خود را در هيماليا در 7400 متری به پایان برد بدون اینکه پیشنهاد و فرصت خوبی برای قله داشته باشد. به هر حال این آغاز سفرهای بین المللی او بود. سیمون همچنان رویای عبور از اورست – لوتسه را که از طریق قله جنوبی به هم وصل می شوند در سر می پروراند. آخرین تلاش او در بهار سال2001 بانجات موفقیت آمیز یک کوهنورد انگلیسی در لوتسه پایان یافت. به دلیل انجام این عمل معنوی حقیقی کوهنوردی، باشگاه آمریکن آلپاین در فوریه2002 جایزه یادبود دیوید ا. ساولز را به سیمون اعطاءکرد. همچنین در ژانویه 2003 به خاطر شرافت اجتماعی و روح مشارکت مثال زدنی اش برای نجات موفقیت آمیز، نشان طلای ارزش اجتماعی را از رئیس جمهورایتالیا یعنی کارلو آزلیو کیامپی دریافت کرد. درپاریس نیز برنده "جایزه بین المللی جوانمردی Pierre de Coubertin" شد.در روز جمعه 14 ژانویه 2005 سیمون مورو به همراه کوهنورد لهستانی پیوترمورافسکی  به قله اصلی 8027 متری شیشاپانگما دست یافت.این صعود اولین صعود زمستانی  شيشاپانگما بود.همچنین اولین بار بود که یک کوهنوردایتالیائی موفق به انجام صعــود زمستانی بر روی قله 8000 متری می شد.وی اخیراً  نخستین کتاب خود را به چاپ رسانید که این کتاب داستان هیئت زمستانی شومآناپورنا در سال 1997  را بازگو می کند که در طی آن، همنوردش آناتولی بوکریف جان خود را از دست داد در حالیه که سیمون به طور معجزه آسائی زنده ماند.   کارهای برجسته:   •      اولين صعود زمستانی قله اصلی شیشاپانگما (8027 متر) به همراه کوهنورد        لهستانی پیوتر مورافسکی. ژانویه 2005 •       صعود سرعتي کوه البروس (5642 متر) در قفقاز در عرض 3 ساعت و        40دقیقه، در 25 سپتامبر 2004 •       صعود برودپیک (8047 متر) در قراقوروم در عرض 29 ساعت، در 15         جولای 2000           •       نانگاپاربات، باز کردن مسیر جدید 2100 متری، در 22 ژوئن 2004 •       قله خالی هیمال (Khali Himal) (7066 متر) که به نام بارونتسه نورث         (Baruntse North) معروف است. این اولین صعود دیواره شمالی 2500 متری          بارونتسه است که 1350 متر پایانی آن نیز به سبک آلپی صعود شد. •       سه بار فتح قله اورست (8850 متر) بلندترین کوه جهان، صعود از سمت   شمالی (تبت) در 24 می 2002. سیمون در سال 2006 از سمت جنوبی صعود کرده و با فرود از تبت، تراورس کوه را کامل کرد. تنها 4 ساعت و 30 دقیقه طول کشیدتا از قله به پای کوه برسد. •       قله چوایو (8201 متر) ششمین کوه بلند جهان در عرض 11 ساعت صعود، در         پنج شنبه 9 می 2002 •       ماربل وال (6400 متر) صعود زمستانی •       اورست (8850 متر)       تنها در عرض 37 روز صعود به قله لنین (7134 متر)، قله کمونیسم (7495         متر)، قله کورژنفسکی (7105 متر)، قله خان تنگری (7010 متر) •       لوتسه (8516 متر) برای دومین بار •       فیتز روی (3441 متر) صعود سرعتی . رفت و برگشت در عرض  24 ساعت •       شیشاپانگما (8008 متر) و فرود با اسکی از 7200 متری •       صعود سرعتی لوتسه (8516 متر) در 17 ساعت، سال 1994 •       صعود سرعتی زمستانی آکونکاگوآ 6962 متر و سرو میرادر (6047 متر)    سیمون هم اکنون به همراه دو همراه پاکستانی خود بر روی برودپیک تلاش می کند کوهی که زمستان گذشته سیمون را نا کام گذاشت .      

 والتر بوناتی
 
در ۱۹۶۵، والتر بوناتی با کوه‌نوردی وداع کرد، او بدون شک بزرگترین کوه‌نورد دوران خود بود و به انجام کار برجسته و شگفت‌آوری فکر می‌کرد! نخستین صعود زمستانی از مسیر مستقیم رخ شمالی ماترهورن.
در ۳۵ سالگی، او شاه‌کار خود را به انجام رساند، زنجیره‌ای از صعود‌های افسانه‌ای!
مرد جوان اهل برگاما در سال ۱۹۴۹ در عرصه کوه‌نوردی درخشید!، او ۱۹ ساله بود که ۶مین صعود Walker Spur را در گراند ژُراسس Grand Jorasses و با ۳ نفر از دوستان جوان خود به انجام رساند، ماریو بیانچی، امیلیو ویلا و آندریو اُگیونی. دو سال پس از آن به همراه لوچیانو گیگو، رخ شرقی گران کاپوسن Grand Capucin، پرشیب ترین دیواره مون بلان Mont Blanc را صعود کرد.
در ۱۹۵۴، بوناتی در یک اکسپدیشن ایتالیایی برای صعود به کی‌دو K2 شرکت کرد، تجربه‌ای دردناک و تلخ که طی آن او و باربر پاکستانی، مهدی، به دنبال یک سوء تفاهم با هم‌نوردان خود، از یک بیواک دشوار در ارتفاع بالا جان سالم بدربردند.
او در بازگشت آماج حمله‌ها و انتقاد‌های نادرست و ناعادلانه‌ای شد که تا ۵۰ سال پس از آن نتوانست از آنها تبری جوید و در نتیجه دست به چالشی خارق‌العاده زد و در تابستان ۱۹۵۵ در طول ۵ روز اولین صعود سلو بر روی رخ جنوب غربی دیواره درو را انجام داد، به دنبال آن برج آنجل Grand Pilier d'Angle در مون بلان را در سال ۱۹۵۷ و به همراه تونی گابی، برج قرمز بروییارد Brouillard را در سال ۱۹۵۹ به همراه آندریا اُگیونی و رخ شمالی برج آنجل را با یک یخ نوردی بسیار دشوار در ۱۹۵۹ به همراه کوزیمو زاپلی صعود کرد.
بازگشت او به هیمالایا در ۱۹۵۸ و صعود به گاشربروم۴ به ارتفاع ۷۹۸۰ متر با هم‌نوردی کارلو موری بود.
در ۱۹۶۱ او از جمله کسانی بود که از تراژدی برج فرِنِی Freney Pillar در منطقه مون بلان جان سالم بدربردند. در این تراژدی ۴ نفر از ۷ کوه‌نورد جان خود را در توفان از دست دادند... در ژانویه ۱۹۶۳ او کاری را که بسیار در اندیشه‌ی آن بودعملی کرد، صعود زمستانی واکر اسپور Walker Spur of the Grand jorasses.
نخستین صعود‌های او به ندرت در جایی نقل شد، اما این صعودها به دلیل منطق او در یافتن مسیر، تعهد او به اخلاق در کوه‌نوردی، هنر صعود و احترام به کوه‌نوردی طبیعی، با ارزش و قابل توجه هستند.
پس از شاه‌کار او در صعود به ماترهورن‌، والتر بوناتی زندگی خود را در سفر، عکاسی و نوشتن گذرانده است. او با مجله‌های بزرگ و معروف ایتالیا مانند اِپوکا کار می‌کند، هر چند که او از دنیای کوه‌نوردی تا حدی جدا شده است، ولی هنوز یک جهره درخشان و بزرگ است.
مسیر او بر روی گران کاپوسَن به یک الگو بدل شد، صعود برج درو ی او نمونه‌ی زیبایی و شکوه است، مسیری که همه‌ی کوه‌نوردان رویای صعود آن را دارند و به هر روی، اهمیت والتر بوناتی بسیار فراتر از به شمارش آوردن صعود‌های اوست، این اهمیت برای صداقت و درستی، استقامت و سخت‌کوشی و انسانیت اوست.
۴۵ سال پس از نخستین صعودش، والتر بوناتی الگوی دنیای کوه‌نوردی است.
 
GetBC(75); پیتر هابلر

پیتر هابلر کوهنورد مشهور اطریشی به واقع نخستین انسانی بود که بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن و البته به پیشنهاد و در پی راینولد مسنر بر فراز بام دنیا اورست ایستاد (زمانی که هابلر بر فراز قله ایستاد، کمی پائین تر مسنر مشغول تصویر برداری از او بود).
وی متولد 22 جولای 1942 در شهر مایروفن می باشد.  نخستین تلاش های ثبت شده از هابلر در کوه های راکی و نشنال پارک یوسی میتی می باشد و البته از او به عنوان نخستین اروپایی که موفق به صعود دیواره های این منطقه گردید یاد می کنند.
آغاز کوهنورد جدی هابلر به همراه راینولد مسنر در سال 1969 می باشد که موفقیت های زیادی را نیز به همراه داشت. اما جدیترین و مهمترین فعالیت این دو به همان صعود بدون کپسول اکسیژن اورست در سال 1978 و در معیت یک تیم اطریشی باز می گردد. کاری که پیش از آن از سوی دانشمندان امری محال فرض می شد. در آن صعود و در بازگشت از قله نیز هابلر با ثبت رکورد فرود تا گردنه جنوبی و تنها در مدت یک ساعت رکوردی باور نکردنی ثبت نمود که سال ها پا برجا ماند.
علاوه بر این موفقیت هابلر توانست صعودهای شاخص دیگری را نیز بر روی قلل 8000 متری به ثبت رساند که مهمترین آنها چوآیو، نانگاپاربات، کانچن چونگا و گاشربرومI می باشد و البته صعود گاشربرومI او بازهم به همراه راینولد مسنر و البته به سبک آلپی و در مدت 3 روز در تابستان 1975صورت گرفت. از این صعود به عنوان نخستین صعود کاملا آلپی بر روی یک 8000 متری یاد میگردد.
هابلر بعدها اقدام به تاسیس مدرسه کوهنوردی و اسکی در زادگاهش نمود، که امروزه توسط پسر او اداره میشود و البته خود هابلر نیز در آن به تدریس مشغول است.
 
  هرمان بول افسانه ای


هرمان بول متولد 21 سپتامبر 1924 و وفات در27 ژوئن 1957 یکی از بهترین کوهنوردان تاریخ است.او یکی از اولین ابداع کننده های سبک آلپی(سبک بار) درهیمالیا می باشد. دستاوردهای او شامل:
1-در 1953 اولین رویارویی با نانگا پاربات تا ارتفاع 8126 متر بصورت انفرادی و بدون اکسیژن مصنوعی
2-در 1957 اولین صعود برودپیک (8051 متر)
قبل از صعود موفقیت آمیز نانگا پاربات 31 نفر در راه اولین صعود این قله کشته شده بودند.
در این میان بول نه تنها اولین فاتح نانگاپاربات بلکه اولین انسانی بود که بصورت انفرادی بر یک کوه بالای 8000 متری غلبه میکرد. بول تنها چند هفته بعد ازاولین صعود موفقیت آمیز برود پیک (همراه با فریتز وینتر استلر و مارکوس شموک) همراه با کورت دیمبرگر تلاشی را بر روی قله شوگولیسا (که تا آن زمان صعود نشده بود) به سبک آلپی انجام دادند که در این تلاش بول با شکسته شدن نقابی در جنوب شرقی قله سقوط می کند. جسد او هیچگاه پیدا نشد.
تاریخچه زندگی بول:
بول در شهر اینس بوروک (اتریش) بدنیا آمد. او کوچکترین فرزند خانواده بود , بعد از مرگ مادرش سالهای زیادی را در یتیم خانه زندگی کرد. پیش از آنکه گروههای پیش آهنگی در اتریش ممنوع شوند او یک پیشاهنگ بود. در سال 1930 به عنوان یک جوان حساس و نه چندان سلامت (از لحاظ جسمی) کوهنوردی در آلپ اتریش را آغاز نمود.
در 1939 به انجمن آلپاین آلمان پیوست و بزودی یکی از اعضای اصلی انجمن و یکی از اعضای تیم نجات کوهستان در اینس بوروک شد.
در جنگ جهانی دوم او به نیروهای آلپاین پیوست (نیروهای حاضر در مونته کاسینو).بعد از اسیر شدن توسط نیروهای آمریکایی و پایان جنگ او به اینس بوروک برگشت و سرانجام در 1940 تمریناتش را در زمینه راهنمایی کوهستان به پایان رساند.
 
  بیوگرافی عظیم قیچی ساز قهرمان ملی

 

عظیم قیچی ساز



بیوگرافی :
عظیم قیچی ساز متولد 1360 است، در تبریز به دنیا آمده، او دانشجوی دوره کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه تبریز است، کوهنوردی حرفه ای   را از سال ۱۳۷۹ آغاز کرده است؛ او توانست بعد از شرکت در اردوهای تیم ملی از سال 81 در قالب تیم ملی کوهنوردی کشورمان قرار گیرد. اولین صعود جدی اش بر می گردد به صعود قله ماربل وال به ارتفاع ۶۴۰۰ متری در کشور قزاقستان.
   عظیم قیچی ساز در سال 1382 در ترکیب تیم ملی بزرگسالان برای صعود قله ۸۰۶۸ متری گاشر بروم ۱ اعزام شد که متاسفانه اعضای تیم به علت وقوع حادثه برای همنوردشان مرحوم محمداوراز از ارتفاع ۷۸۰۰ متری اقدام به بازگشت و نجات و انتقال وی به پائین شدند. قیچی ساز در سال ۱۳۸۳ صعود قلل ۷۲۰۰ متری دیران پیک و ۷۱۲۷ متری اسپانتیک در کشور پاکستان و سال 1384 افتخار صعود بدون اکسیژن بام جهان اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر (اولین صعود هشت هزار متری) به همراه اولین بانوان مسلمان را در پرونده ورزشی خود رقم زد. در سال ۱۳۸۵ صعودی انفرادی و با هزینه شخصی برای صعود به بلندترین قله رشته کوههای هندوکش (نوشاق ۷۴۹۵ متر) را اجرا و در زمستان همان سال اقدام به تشکیل تیم مستقل بانوان تبریز و سرپرستی و صعود قله آرارات ترکیه در زمستان آن سال در قالب تیم بانوان شهرداری تبریز را جامه عمل پوشاندکه کل هزینه های صعود را شهرداری تبریز تقبل کرد.
   سال ۱۳۸۷ موفق به صعود دومین قله هشت هزار متری خود (قله برودپیک به ارتفاع ۸۰۴۸ متر در پاکستان) شد و سال بعد در مرداد ماه سال 1388 در قالب تیم هئیت کوهنوردی استان و با سرپرستی این تیم مستقل موفق به فتح شمالی ترین و سردترین قله هفت هزارمتری جهان "پوبدا" به ارتفاع ۷۴۳۹ متر در کشور قرقیزستان شد که این صعود مقتدرانه به همراه کوهنوردان تبریزی در منطقه افتخار بزرگی در سطح کشور بود.
   بهار سال ۱۳۸۹ به همراه تیم ملی افتخار سرپرستی تیم قله و فتح قله دائولاگیری به ارتفاع ۸۱۶۷ متر، هفتمین قله مرتفع جهان و در تابستان همان سال با حمایت و پشتیبانی شهردار و شورای اسلامی شهر تبریز افتخار اولین ایرانی فاتح نهمین قله مرتفع و دومین قله خطرناک جهان نانگاپاربات به ارتفاع ۸۱۲۵ متر در قراقروم پاکستان را کسب کرد.
«عظیم قیچی ساز» حال توانسته پنجمین 8000 متری خود را صعود نماید و مطمئنا تلاش خود را برای صعود دیگر 8000 متری های جهان ادامه خواهد داد.
هشت قله ۸۰۰۰ هزاری صعود شده به ترتیب ارتفاع:
۱-اورست(۸۸۴۸)
۲-کانچانچونگا(۸۵۸۶)
۳-دائولاگیری(۸۱۶۷)
۴-نانگاپاربات(۸۱۲۵)
۵-آناپورنا(۸۰۹۱)
۶-گاشربروم۱ (۸۰۶۸)
۷-برودپیک(۸۰۴۸)
۸-گاشربروم۲
قله های ۷۰۰۰ هزاری صعود شده :
۹- پوبدا(۷۴۳۹)
۱۰-اسپانیتک(۷۱۲۷)
۱۱- نوشاق (۷۴۹۵)
 و در اردیبهشت ماه سال۹۱ موفق به صعود هشتمین هشت هزاری خود( قله آناپورنا) شد.
این کوهنورد توانا وبرجسته تبریزی در راه k2 می باشد .
با آرزوی سلامتی وصعود موفقیت آمیز این کوهنورد توانمند وبرجسته ایرانی .
 
منبع : گل کوه

هرمان بول؛ قهرمانی تکرار نشدنی

“کوه ها معلمانی بی صدا هستند، آن ها آموزگار مهارت های ناب هستند: فروتنی در برابر قدرت طبیعت، شجاعت، آزادگی و قدرت اراده بشر” – هرمان بول

داستان اولین صعود به قله برودپیک (هرمان بول)

هرمان بول ، اسطوره اسطوره ها (۱۹۲۴-۱۹۵۷)